وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
مشاهیر :: سیمین بهبهانی

غزلسرای بی همتا ی معاصر، سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» به سال 1306 از دو شخصیت فرهنگی، فخر عظما ارغون و عباس خلیلی چشم به روی زندگی گشود.

وی از موثر ترین و مبتکرترین شاعران عرصه غزل معاصر است. بهبهانی شاعری را از آغاز جوانی با سرودن غزلها و چهارپاره هایی کلاسیک و رمانتیک آغاز کرد که غالبا دارای مضامین عاشقانه و عواطف عریان زنانه - احساسات انسان دوستانه بودند .رفته رفته از دهه سی به بعد تحت تاثیر اشعار نو پردازان رگه هایی از زبان و تخیل تازه ی رمانتیک در غزل های او پدیدار شد که مجموعه مرم نشانگر این تحول بود .بعد ها مجموعه ی غزل رستاخیز ، تلاش موفق او را در تلفیق روح تغزلی با نگرش و محتوای اجتماعی به نمایش گذاشت .


سیمین به قصد دمیدن روح تازه در پیکره غزل بعد ها علاوه بر نوگردانی زبان و تخیل ، از حوزه اوزان رایج غزل فارسی گام فراتر نهاده و وزنهای غیر رایج یا ابتکاری به کار گرفت که در سالهای بعد از انقلان نیز در آثار او تداوم داشت و کوشید تا با بهره گیری از فضا سازی های روایی ، توالی منطقی ابیات بافت موسیقایی نو و رگه های بینش فلسفی - اساطیری غزل را از روح سنتی تهی کند و به ان روحی تازه و متناسب با زمان بخشد.

 

خودنوشت سیمین بهبهانی

كیستم و دنیای جنینیی من چه گونه دنیاییست؟ این پرده های سرخ خون گرفته كه مرا از دنیای بیرونی اگاه میكند، آیا همان پردهی زهدان نیست؟ آیا جفت من، جفتی كه از آن تغذیه میكنم، به صورت حجم جگرمانندی درنیامده كه حاصل آن در گوشه ی بانك كوچكی به عنوان «مدرك بازنشستگی» ضبط شده است ــ مدركی كه با مجموعه ی دیپلمها و مدارك تحصیلی و احكام سی سال كار مداوم و ملال انگیز رابطه دارد؟ و اكنون من به هر نوبت، طناب جفت خود را، این رشته ی باریك راه را، درمینوردم تا به آن بانك كوچك برسم و مستمرّیی حقیر خود را برای تغذیه ی حقیرتر دریافت كنم. آری، من همان جنین كوچك هستم كه پنجاه و چند سال پیش، به صورت لخته خونی پیوسته به طناب جفت، در میان پردههای زهدان روییده بود و هر دم بر شمار یاخته ها با تصاعدی هندسی میافزود تا دست و پا و چشم و گوش و دهان بسازد و پس از نه ماه از دنیای جنینیی كوچك خود به دنیای جنینیی بزرگتر سر بركشد ــ اگرچه، آنطور كه مادرم میگفت، من با سر زاده نشده بودم: نخست یك دست سرخ و كوچك؛ پس، پشتی و سری!

گفتم «دنیای جنینی بزرگتر» ــ اگر معیار بزرگی فقط حجم باشد. امّا چنان كه میبینم، این دنیای بزرگ، با حقارتها و كج اندیشیها و گمراهیها و تعصبهایش، چنان كوچك است كه دنیای جنینی و به دور از ستمكشی نخستین من باید در برابرش عظیم جلوه كند.

و بدینگونه بود كه زاده شدم در خانه ی بزرگ پدربزرگ در محلّه ی همت آباد. و هنوز هم این جنین به تكامل رسیده نمیداند كه آن محلّه به همت كدام «همت» آباد شده بود....

 

آغوش رنجها


وه !‌ که یک اهل دل نمی یابم

که به او شرح حال خود گویم

محرمی کو که ،‌ یک نفس ، با او

قصه ی پر ملال خود گویم ؟

هر چه سوی گذشته می نگرم

جز غم و رنج حاصلم نبود

چون به اینده چشم می دوزم

جز سیاهی مقابلم نبود

غمگساران محبتی !‌ که دگر

غم ز تن طاقت و توانم برد

طاقت و تاب و صبر و آرامش

همگی هیچ نیمه جانم برد

گاه گویم که : سر به کوه نهم

سیل آسا خروش بردارم

رشده ی عمر و زندگی ببرم

بار محنت ز دوش بردارم

کودکانم میان خاطره ها

پیش ایند و در برم گیرند

دست القت به گردنم بندند

بوسه ی مهر از سرم گیرند

پسرانم شکسته دل ،‌پرسند

کیست آخر ، پس از تو ، مادر ما ؟

که ز پستان مهر ، شیر نهد

بر لب شیرخوار خواهر ما ؟

کودکان عزیز و دلبندم

زندگانی مراست بار گران

لیک با منتش به دوش کشم

که نیفتد به شانه ی دگران

 

 

معلم و شاگرد

 

بانگ برداشتم : آه دختر

وای ازین مایه بی بند و باری

بازگو ، سال از نیمه بگذشت

از چه با خود کتابی نداری ؟

می خرم ؟

کی ؟

همین روزها

آه

آه ازین مستی و سستی و خواب

معنی ی وعده های تو این است

نوشدارو پس از مرگ سهراب

از کتاب رفیقان دیگر

نیک دانم که درسی نخواندی

دیگران پیش رفتند و اینک

این تویی کاین چنین باز ماندی

دیده ی دختران بر وی افتاد

گرم از شعله ی خود پسندی

دخترک دیده را بر زمین دوخت

شرمگین زینهمه دردمندی

گفتی از چشمم آهسته دزدید

چشم غمگین پر آب خود را

پا ،‌ پی پا نهاد و نهان کرد

پارگی های جوراب خود را

بر رُخَش ، از عرق، شبنم افتاد

چهره ی زرد او زردتر شد

گوهری زیر مژگان درخشید

دفتر از قطره یی اشک ، تر شد

اشک نه ، آن غرور شکسته

بی صدا ، گشته بیرون ز روزن

پیش من یک به یک فاش می کرد

آن چه دختر نمی گفت با من

چند گویی کتاب تو چون شد ؟

بگذر از من که من نان ندارم

حاصل از گفتن درد من چیست

دسترس چون به درمان ندارم ؟

خواستم تا به گوشش رسانم

ناله ی خود که : ای وای بر من

وای بر من ، چه نامهربانم

شرمگینم ببخشای بر من

نی تو تنها ز دردی روانسوز

روی رخسار خود گرد داری

اوستادی به غم خو گرفته

همچو خود صاحب درد داری

خواستم بوسمش چهر و گویم

ما ، دو زاییده ی رنج و دردیم

 هر دو بر شاخه ی زندگانی

برگ پژمرده از باد سردیم

لیک دانستم آنجا که هستم

جای تعلیم و تدریس پندست

عجز و شوریدگی از معلم

در بر کودکان ناپسندست

بر جگر سخت دندان فشردم

در گلو ناله ها را شکستم

دیده می سوخت از گرمی ی اشک

لیک بر اشک وی راه بستم

با همه درد و آشفتگی باز

چهره ام خشک و بی اعتنا بود

سوختم از غم و کس ندانست

در درونم چه محشر به پا بود

ادامه مطلب
نظرات :
that coconut oil در تاریخ جمعه 24 آبان 1398 03:40 ق.ظ گفته :

Hello! Do you know if they make any plugins to protect against hackers?

I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any tips?
فروغ
benefits of coconut oil در تاریخ سه شنبه 7 آبان 1398 04:56 ب.ظ گفته :

I think this is one of the most important info for me.
And i am glad reading your article. But wanna remark on few general things, The web
site style is ideal, the articles is really excellent :
D. Good job, cheers
فروغ
quest bars cheap در تاریخ سه شنبه 30 مهر 1398 02:09 ب.ظ گفته :

Hey there! Would you mind if I share your blog with my myspace group?
There's a lot of folks that I think would really appreciate your content.
Please let me know. Cheers
فروغ
minecraft games در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1398 03:56 ب.ظ گفته :

Hey there, I think your website might be having browser
compatibility issues. When I look at your blog in Safari, it looks fine but
when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, awesome blog!
فروغ
minecraft games در تاریخ یکشنبه 27 مرداد 1398 02:57 ب.ظ گفته :

Hi there, its pleasant post about media print, we all
be aware of media is a wonderful source of information.
فروغ
plenty of fish در تاریخ چهارشنبه 9 مرداد 1398 05:12 ق.ظ گفته :

Cool blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple adjustements would really make my blog
stand out. Please let me know where you got your
theme. With thanks
فروغ
smore.com در تاریخ جمعه 4 مرداد 1398 09:20 ق.ظ گفته :

Appreciation to my father who informed me about this weblog, this web site is actually remarkable.
pof natalielise
فروغ
plenty of fish dating site در تاریخ سه شنبه 1 مرداد 1398 07:24 ب.ظ گفته :

Hi there are using Wordpress for your blog platform? I'm new to the blog world but
I'm trying to get started and create my own. Do you require any coding knowledge to
make your own blog? Any help would be really appreciated!
فروغ
how to get help in windows 10 در تاریخ پنجشنبه 27 تیر 1398 06:27 ق.ظ گفته :

I every time spent my half an hour to read this weblog's content every day along with
a mug of coffee.
فروغ
g در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 06:24 ب.ظ گفته :

Valuable information. Lucky me I found your site by accident, and I am shocked
why this coincidence didn't took place earlier! I bookmarked it.
فروغ
free minecraft در تاریخ جمعه 20 اردیبهشت 1398 10:48 ق.ظ گفته :

This web site certainly has all of the info I wanted about this subject
and didn't know who to ask.
فروغ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو